در آینده نچندان دور حمل ونقل مسافران ازتاتارعلیا به دوشهر گنبد ورامیان یک مشکل بزرگ تبدیل خواهد گشت

چندوقتی می شودکه اهالی تاتارعلیا،مخصوصادانش آموزان وبعضی کارمندان وکارگران واخیرامردم عادی برای رفتن به شهررامیان وگنبدازماشین های سواری استفاده می کنند.این درحالیست که مینی بوس هادرهمان مکان منتظرمسافرهستند.آنطوری که ظاهرامرنشان میدهد،دارندگان مینی بوسهاازاین وضع خسته شده وحتی برخی اقدام به فروش مینی بوس خودنموده وتغییرشغل می دهند.تااینجاچیزعجیبی درقضیه دیده نمی شود،امامشکل ازانجاشروع میشودکه دیگرمینی بوسی درخط نباشد،هیچ فکرکرده ایدبعدچه اتفاقی رخ میدهد؟

میخواهم چندمطلب رابرای روشن شدن ذهن اهالی تاتارعلیا ذکرکنم.

اولین واکنش رانندگان سواری،بالابردن کرایه به چندبرابرکرایه فعلی است چون دیگررقیبی برای خودنمی بینند،بابهانه های مختلف مثل بصرفه نبودن وگرانی سوخت و.... این راحق خود می دانند.

ایاتابحال ازخودپرسیده ایدکه رانندگان سواری که تحت نظات هیچ اداره وارگانی هم نیستند،شایستگی حمل ونقل مسافررادارند؟چون گاهی دیده وشنیده می شودکه بعضی ازاین آقایان چشم چران وچشم ناپاکندومسافران مخصوصاخانمهادرمعرض دیدوخطرازجانب راننده نالایق قرارمیگیرند.آیاسزاواروشایسته است که افرادی معلوم الحال که درشهرازآنها حرفای بدوچندش آورسرزبانهاست به بهانه رانندگی مستقیم با نوامیس مردم سرکله بزنند؟این گروه ازآقایان عوض شدنی نیستند،چون میگویندخوی بدنیکونگرددچونکه بنیادش بداست

نکته دیگراین است که بیشتررانندگان سواربصورت فصلی اقدام به مسافرکشی میکنند.آیاتابحال به این فکرکرده ای که درایامی که آنهابه بکاراصلی خودبرگردنندتکلیف مسافران سرگردان وعجول شهرمان چه میشود؟

آیاتابحال توجه کرده اید که اگرخدای ناخواسته یکی ازاین سواریهاکه اکثرشان هم پرایدهستندتصادف کندچه اتفاقی خواهدافتاد؟

بله این سواری ها ازنظر ایمنی درحدصفرقراردارند،این بجای خودامامشکل بزرگتربیمه این ماشین هاست که کوچکترین دردی راازمسافرهادرمان نمیکند چون اطلاع موثق وجوددارد که این رانندگان مسافرکش عزیزبرای مسافرین هیچ گونه بیمه نامه ای ندارند.حتی بعضی هنوزگواهینامه ندارند یا گواهینامه شان معتبرنیست.

باهمه ای اوصاف،همشهریان تاتاری بهترنیست علاج واقعه راقبل ازوقوع بکنیم؟

بهترنیست بخاطرچنددقیقه عجله که گاهی واقعا ضروری هم نیست وفقط بخاطر عادت به عجله کردن ماست آینده شغلی رانندگان مینی بوس رابخطرنیندازیم ؟

آقای شهردارمحترم بهترنیست شماهم به خودزحمت داده وگاهی به چنین مسایلی گوشه چشمی بیاندازید؟کاش با پلیس راه هماهنگ میکرید تاجلوی برخی ازرانندگان نالایق بصورت جدی گرفته شود.

امارانندگان محترم مینی بوس  خودشان هم بی تقصیرنیستندچون اکثرانامنظم کارمیکنندوگاهی بخاطراندکی سودبیشتر اقدام به گرفتن سرویس های مختلف وکاردرخارج خط میکنند که این امر باعث میدان دادن به سواری هاشده.

بیاییم به آینده شهرمان بیشترباندیشیم وبجای نگاه به جلوی پایمان به افق های دورنظاره کنیم.یادمان نرود که بعضی هاچقدرعلاقمندشهرشدن تاتارعلیابودنداماحالاچقدرپشیمان هستندکه چرابه آینده شهرشدن خوب فکرنکردند.



برگزاری انتخابات شورای شهر تاتارعلیا در سال 1392

باردیگربه ایام انتخاب شایسته ترین افرادبرای اداره امورشهرتاتارعلیارسیدیم.قبل ازهرچیزفرارسیدن این ایام رابه اهالی تاتارعلیا تبریک میگویم.وامیدوارم همشهریان تاتاری ماننددوره های قبل که باشکوه وعظمت تمام درتعیین سرنوشت خودشرکت میکردند،باردیگرباحضورخوددرپای صندوق انتخابات حماسه ای بی نظیررارغم بزنند.ودرتاریخ پرشکوه جمهوری اسلامی برگی زرینی رابنام تاتارعلیابثبت برسانند.

امابازهم نگرانی همیشگی انتخاب شورای محل باقیست.

همانطورکه قبلاذکرشده دراین ایام متاسفانه گروهی بخاطرمنافع شخصی واردعمل میشوندوباایجادتنش وتفرقه میان اهالی بدنبال منافع خودهستند.اینان سالهاست که درچنین ایامی باتحریک وملیت گرایی موجبات جدایی وفاصله بین دوقوم اصلی ساکن تاتاررافراهم کرده اند.

ظاهراسیاست تفرقه بیاندازوحکومت کن جواب داده که دردورجدیدانتخاب شورای اسلامی شهردرتاتارعلیابازهم همان آقایان  که سابقابعنوان شوراانتخاب شدندبازهم کاندیدشده ودرصددشرکت درانتخابات شورای اسلامی شهرتاتارهستند.اماواقعاخیلی رومی خواهد،فردی که درتمام مدتی که عنوان شورای اسلامی رادرتاتارباخودیدک می کشید،مگردرمواردی که خودش کارشخصی داشت درتاتاردیده نشده وحالااحساس تکلیف کرده وخودراآماده شرکت درانتخابات شورای اسلامی شهرتاتارعلیانموده.ویاآن اقایی که درشهرمجاوراشتغال داشت ودیگری که راننده خطی درخارج از تاتاربوده وآن یکی که همه ایام هفته رادر بازارهای روزانه شهرهای دوربرمشغول بوده وهیچ وقت دردسترس مردم نبودندتابتوانندباری راازدوش اهالی تاتاربردارندحالابازهم سینه سپرکرده وخودرادلسوزان واقعی اهالی تاتارعلیامیدانند.برادرخوب ودلسوزطی مدت بالغ برهشت سال انصافا نتوانستیدهیچ کمکی به بهبودوضعیت زندگی ومعاش مردم تاتاربکنیدچون نه وقت آن راداشتیدونه سواداین کاررا.آیا بهترنیست جایتان رابه کسانی بدهیدکه هم  وقت به اندازه کافی دارند وهم تحصیلات لازم برای تصدی شورای شهرشدن رادارند؟شایدهم دلتان نمی آید رکورد گینس را(کم سوادترین شوای شهر )همچنان برای تاتارحفظکنید؟

ازسویی دیگربنظرمیرسدچندنفرازکسانی که بدنبال انتخاب شدن هستندعلنا به جدایی دو ملیت بزرگ تاتارعلیاتوجه دارندوهدفشان ازرسیدن به مقام نه خدمت به مردم بلکه برتری دادن به یک ملیت وتحقیروحذف دیگران است . این افرادکسانی هستندکه باعث ایجادتفرقه ودوگانگی اهالی تاتارعلیابوده وهستند.بجاست که این عزیزان نگاهی به طرزفکرشان کرده ودرموقعیت حساس کشورعزیزمان درجهان هدفشان خدمت به مردم باشدنه افکارملیت گرایانه چون بااین طرز فکرجلوی آبادانی تاتاررا گرفته وازسوی دیگر بنابه تجربه ثابت شده خوداین افرادپس ازمدتی که ماهیتشان معلوم گشت درنظر مردم منفوروترد شده هستند.برای پیشرفت وترقی تاتارعلیافقط یکپارچگی ووحدت چاره ی کاراست.

بایدمدنظرمان باشدکه شهرشدن تاتارعلیازندگی رابرای اهالی بسیارسخت وپرمشقت کرده. درتاتارسطح زندگی هنوزدرحدیک روستا هستش یعنی زندگی مردم وابسته به کشاورزی ودامداریست .نه کارخانه ونه مراکزتجاری ونه مشاغلی که پرسودوکارآفرین باشد در تاتار وجود ندارد.

مردم باتقلای زیادبه امرارمعاش مشغولند.اماباشهرشدن تاتار فقط هزینه های زندگی اهالی بالا رفته وچیزی درجهت بهبودزندگی مردم عوض نشده.بعنوان مثال جوانی که پس از ازدواج می توانست خانه ای راماهیانه با بیست هزارتومان اجاره کرده وزندگی کندحالا بلطف شهرشدن تاتار نمی تواند خانه ای کمتراز صد هزارتوان پیدا کند.یاکسی که می توانست برای کسب وکار با هزینه ای نا چیزمجوز کسب بگیرد حالا نمی تواندازپس هزینه های هنگفت گرفتن پروانه کسب براید.ویابعنوان نمونه ازخانه سازی میتوان نام برد که پس ازشهر شدن تاتاعلیا درواقع متوقف شده چون دیگر مردم از پس هزینه های هنگفت گرفتن پروانه ساخت برنمی آیند.وبسیاری ازموارد دیگرکه درآیند به آنها خواهیم پرداخت.

بنابراین توقع مردم ازکسانیکه پاپیش گذاشته ومیخواهند شورای شهرتاتارعلیا باشنداین است که باازخود گذشتگی وایثاروپشتکارزیاد دنبال حل مشکلات مردم باشندنه اینکه بفکر موقعیت شخصی یا ملیتی ودیگرمنافع باشندچراکه اگرغیرازاین باشد درواقع کسی که دراین راه وارد شده خواسته یا ناخواسته به اهالی تاتارعلیا خیانت میکند. 


افغانی های تاتار


تاتارعلیاسالهاست که مکان امنی برای مهاجران افغانی میباشد.این گروه ازاهالی تاتارعلیاکه تعدادشان هم کم نیست،ازبدو ورودتاکنون وبال گردن مردم وبانی بسیاری ازمشکلات برای اهالی تاتاربوده وهستند.

درسالهای اولیه ورود،آنهاباقبضه کردن کارکشاورزی درتاتارباعث بیکارشدن بسیاری از کشاورزان بومی که اکثراازبرادران سیستانی هستند،شدندومتعاقب آن،باعث راهی شدن بسیاری ازجوانان نسل جدید بسوی شهرهای بزرگ مثل تهران برای یافتن کاروامرارمعاش گشتند.زمین داران هم اشتیاق بیشتری برای بکارگرفتن کشاورزان افغانی ازخودنشان میدادندوعلت آنهم بسان دلایل کارخانه داران درشهرهای بزرگ وصنعتی ،ارزانی دستمزد وفراوانی نیروی کارو...بود.

ازسوی دیگروقتی جوانان تاتاربرای کارراهی شهرهای بزرگ میشدند،آنجاهم بادرهای بسته کارخانه هابروی خود،مواجه میشدند.حتماحدس میزنید،چرا؟بله کارخانه دارهاهم اکثرابفکراستخدام کارگرارزان وبی دردسرافغان بودندوحاضرنبودندبه جوانان تازه واردوبدون تجربه روستایی کاربدهند.وبسیاری ازاین جوانان بامتحمل شدن مخارج فراوان سفروجستجوی کاردرشهرهای دور،دوباره سرخورده وناراحت به تاتاربرمیگشتند.وپرواضح است که عاقبت آنهابا کجا کشیده میشد.بله اعتیاد و...پیامد این سرخوردگی هابوده وهنوزهم هست.

اماپس ازگذشت چندین سال وقتی جای پای افغانیها تثبیت شد،همان کشاورزان افغان که باتحمل هرشرایطی بعنوان دهقان،کارمیکردند،حالابانازواکراه وتعیین شرط،کشاورزی میکنند.کسانی که همین چندسال قبل بصورت روزمزد یا بانسبت سه به یک برای زمین داران کشاورزی میکردند،حالابه کمترازنصفه کاری حتی فکرهم نمیکنند.وزمین داران هم که کشاورزان بومی راازدست داده اندچارهای جزقبول شرایط آنها ندارند.

این فقط یکی از تبعات ورود افغانیهابه تاتاربودکه باعث بیکاری بسیاری ازمردم بومی وآوارگی جوانان وفرزندانشان ورشدفزاینده اعتیادودرماندگی نسل جدید تاتارگشت.

ازسوی دیگراکثرخانواده های مهاجرافغان پرجمعیت بودندوتاهمین یکسال قبل که بهای نان وشرایط آن تغییرکرد،درواقع نصف نانوایی های تاتارفقط نان آنهاراتامین میکرد.بارها مشاهده میشدکه نان ارزان راازنانوایی خریده ومستقیم برای احشام خود(که اکثرا گاودارند)خشک میکنند.ومردم بی نوای تاتارعلیابرای تهیه چندقرص نان هرروزساعتها صف ومشکلات آنرا بجان میخریدند.

افغانی های تاتارعلیاکه درمحیط جدیدحسابی جای خودرابازکردند،باجدیت تمام مشغول پول درآوردن شدند،وخیلی زودبه آرزوی خودرسیدند.آنهاهیچ مانعی برای پول اندوزی وثروت نداشتندوبه زودی اکثرشان جزوخانواده های متمکن تاتارعلیا شدند.وحالاوقت آن بودکه ضربه دیگری برپیکر نیمه جان اهالی بومی تاتاربزنند.

افغانیهای پوداربفکرخریدوفروش ملک افتادندوچندی نگذشت که بایورش وخریداملاک مسکونی بازارجدیدی درتاتارعلیابراه افتادوازهمه بدتراینکه اینان برخلاف عرف قیمتهایی دووبعضاسه برابربه صاحبان املاک پیشنهادمیدادندوملک رامیخریدند.ودراین میان جوانان وخانواده های کم وسع بومی قادربه خرید حتی چند مترملک برای سکونت نبودندواگربامشقت کمی پول جمع کرده ومیخواستند جای زمین برای سکونت بخرند،تامی آمدندخودراجمع وجورکنندحتی بفاصله یک شب زمین رابه افغانیها میباختند.این موضوع هم بسیاری ازخانوادهای بومی تاتارعلیاراواداربه رفتن ازتاتارنمود.

انگاراین مهمانان ناخوانده ازهمان روزهای اول بابرنامه وارد تاتارعلیا شدند.

درپرده سوم این مهاجرت،حالامشاهده میشود،کسانی که تادیروزکارت افغانی داشتند،حالادارندازطرق مختلف شناسنامه وکارت ملی پیدامیکنند وبعضی باهمین شناسنامهابه سربازی رفته وازدواج میکنند.

امادردآورترین قسمت داستان اینجاست که عده ای ازهمین خانوادهاپس ازتثبیت موقعیت ومدارکشان ،حالابه ترویج عقایدوهابیت می پردازندودراین راه ازهیچ کاری دریغ نمی کنند.

که قطعا این موضوع خوشایندهیچکس ازاهالی بومی تاتارعلیاچه شیع وسنی نیست.امیدکه بادرایت مسولین عزیزنظام شکوهمند جمهوری اسلامی برای این فتنه یاتوطئه چاره ای اندیشیده شود.

تاریخ شکل گیری تاتارعلیا

طبق قولی که داده بودم تصمیم دارم مروری برتاریخ تاتارعلیاکرده وچگونگی تشکیل روستای تاتارعلیارابرسی کنم.دراین زمینه ازسخنان ریش سفیدان وکهنسالان تاتارعلیابیشترین بهره راخواهم برد.چون عمربرخی ازآنهابه روزهای شکل گیری تاتارعلیاقدمیدهدوگفته های آنهامیتوان بعنوان تاریخ مستندتاتارعلیاقلمدادنمود.همانطورکه درمطالب فبلی مخصوصا مطلب (تاریخچه تپه باستانی تاتارعلیا)عرض کردم،پس اززلزله ویرانگرجرجان که باعث ویرانی ساختاراولیه تاتارعلیادرکنارقلعه یاتپه فعلی شد،سالیان زیادی محدوده فعلی تاتارعلیاخالی ازسکنه باقی ماندبطوریکه پوشش گیاهی وجنگلی این منطقه رافراگرفت که آثارآن تاهمین چندسال قبل بصورت پراکنده دیده میشدبعنوان مثال میتوان ازدرختی کهنسال وبسیار بلنددرمرکزتاتارعلیانام بردکه چندسال قبل توسط صاحب ملک،آن درخت قطع شد.درحدودصدواندی سال قبل بامهاجرت اقوام ترکمن به نواحی شمال ایران،آنان کم کم بفکرتصاحب چراگاههای جدیدافتادندوافزایش جمعیت وکمبود چراگاه باعث پیشروی این اقوام بسمت دامنه های شمالی رشته کوه البرزگشت.واین زمان مصادف باکوچاندن اجباری قوم سیستانی به نواحی شمالی گرگان ودشت بود.(جهت اطلاع ازچندوچون کوچ اجباری اقوام سیستانی به نواحی شمالی ودشت گرگان وبه وبلاگ هامون که لینک آن درهمین وبلاگ قراردارد مراجعه شود)بنابرشواهد بسیارمخصوصاگفته های بزرگان ساکن تاتارعلیااعم ازسیستانی وترکمن،چیزی حدود 100 سال قبل هردوملیت سیستانی وترکمن متوجه محدوده ی تاتارعلیاگشتند.امااین محدوده دارای پوشش جنگلی انبوهی بودوزندگی کردن درآن کارساده ای نبودعلی الخصوص که بانواحی مسکونی دیگرچندین کیلومترفاصله داشت وحیوانات درنده ای مثل خرس وگرگ وحتی بگفته ی بزرگان پلنگ وشیر مازندران وگرازدرجنگلها بوفوریافت می شد.تنهاراه سکونت دراین محدوده ریشه کن کردن بافت جنگلی بود(بقول مردم آنوقت آباد کردن جنگل)وبدینسان تک خانوارهای ترکمن وسیستانی که قصد سکونت درتاتارعلیاراداشتندمبادرت به قطع وریشه کن کردن درختان جنگلی کردند.بگفته ی یکی ازبزرگان ترکمن تاتارعلیااولین خانواده هادرقسمت جنوبی تاتاردرمحلی که فعلامرتع میباشدساکن  گشتند.چند خانوارترکمن برسم زندگی عشایری وکوچ نشینی خیش اقدام به برپاکردن آلاچیق جهت سکنی کردندوسیستانی ها نیزبه روش خوداقدام به احداث خانه میکردند.باتوجه به تاریخ وپیشینه زندگی اجتماعی ویکجانشینی قوم سیستانی سبک خانه سازی سیستانیهاکاملاباترکمنهامتفاوت بود.آنهابرای ساخت خانه ازگل وچوب وموادموجوددرمنطقه مثل نی استفاده می کردندوخانه هایشان به بنا های امروزی خیلی نزدیک بود.

عدم دلبستگی سیستانیهابه اسکان دائمی درمنطقه واین امیدکه آنها روزی به سرزمین مادری بازخواهندگشت باعث شده بودکه آنهادراندیشه تصاحب ملک برای خودنباشندواکثرابصورت کارگر روزمزدکارمی کردندوبفکرسرمایه گذاری برای آینده درتاتارعلیا نبودندواین امرموجب گشت تاعده ای تبدیل به زمین داران بزرگ شده وبفکرتثبیت قدرت وموقعیت خوددرتاتارعلیابیافتند.ونتیجه این امرظهورمالکانی نامداردرتاتارعلیاشدکه بعدهاباعث جذب خانوارهای دیگروافزایش جمعیت تاتارعلیاگشت.وباتوجه به سیاست دولت وقت(حکمت رضاخان)سیستانهاهرگزموفق به مراجعت به موطن خود نشدندوعدم برنامه ریزی این قوم برای ماندن دراین سرزمین موجب ازدست رفتن موقعیتهاوفرصتهای پیشرفت برای کهن ترین قوم ایرانی گشت.اماماندگارشدن سیستانیهادرتاتارعلیاخالی ازلطف نبود.

فرهنگ غنی سیستانی هادرنحوه زندگی اجتماعی وپشتکاروتلاش وابتکاراثرات خودرادرزندگی قوم همسایه نشان دادوامروزه مشاهده میکنیم که پس ازگذشت چیزی حدود 100 سال زندگی عزیزان ترکمن درتاتارعلیاچقدرمتحول شده.آلاچیق هاتبدیل به خانه های مدرن وحیاط دارشدند.برخی ازفرهنگ های اشتباه درزمینه ازدواج وتحصیل برچیده شدندوبسیاری ازتغییرات فرهنگی وملیتی و...که گاه ممکن است چندقرن وقت صرف آن شودولی خوی خوب همنشینی سیستانیها وترکمنهابه روندتغییرات سرعت بخشیده است.

پس ازشروع روندرشدتاتارعلیاازنظرجمعیتی مردم شروع به ساختن خانه کردندوکم کم محله هاشکل میگرفتند.محل اساکن مردم قدری جابجاشدوخانه هادرحول وحوش تپه بزرگ تاتارعلیابنا می شدند.محله هاباتوجه به قومیت وطایفه ها شکل گرفتند.محله ی سیستانیهادرقسمت شمال وترکمنها باتوجه به تفاوت های فامیلی درسه محله ساکن شدندواخیراهم یک محله یاکوی جدیدبنام شهرک که اکثرساکنانش سیستانیها وبلوچهاهستند به تاتاراضافه شد.

طبعاهرجاچندطایفه کنارهم جمع شوند میان آنها اختلافاتی هم بروزمیکند.ازآن جمله می توان به کشمکش بین اهالی محله گاومیشلی ودومحله دیگر ترکمن هایادکردکه هریک سعی براین داشتند تاخودرابنیانگذاراصلی تاتارعلیاخوانده وتاریخ تاتاررابنام خودثبت کنند،که باتوجه به شواهدقدمت محله گاومیشلی اندکی کمترازدیگرمحلات است وعلت این که این محله سرزبان هاافتادظهوریک زمین داربزرگ وابسته به حکومت سابق ازاهالی این محله بودکه درمواردی تاتارعلیا رابانام این شخص یاد میکردند(درمطلب تاریخ تپه تاتارعلیا اززندگی این شخص مخصری یاد شده است).ازدیگرموارد اختلاف بین اهالی تاتارعلیامیتوان به مشکل میان سیستانیها وترکمنهادرموردقدمتشان درتاتاریادکردکهباتوجه به آنچه دربالا عرض کردم ورودهردو قوم به تاتارعلیاتقریباهمزمان بوده وکسی نمیتواندخودراقدیمی تروموسس تاتاربشمارد.امانمیتوان ازتاریخ وتمدن چندهزارساله ی سیستانیهادرایران درمقایسه باتاریخ قریب به200ساله برادران ترکمن درایران براحتی چشم پوشیدهردوقوم درتاتارعلیامهاجرندولی این کجاوآن کجا.

ازطرفی نمی توان ازخدمات وزحمات برادران سیستانی جهت رشدوشکوفایی تاتارعلیا براحتی گذشت.چون درکنارهمین تاتارهستندروستاهای باقدمت تاتار،حتی قدیمی ترکه هنوز کوچکترین تغییری نکرده اندبعنوان مثال میتوان ازقورچای،بی بی شیروان وقوچمراد نام برد.

درپایان باید عرض کنم که هدف ازتحریرمطالب بالافقط روشن کردن ذهن برخی ازدوستان است که ندانسته بین اقوام ساکن درتاتارعلیا فرق می گذارندوگرنه درعصرحاضردرجامعه اسلامی آنچه مهم است انسانیت وزندگی مسالمت آمیزهمه ی اقشارباآرامش درکنارهم است.

یک رکورد گینس درتاتارعلیا به ثبت رسید

زیاد تعجب نکنیدهرگونه اتفاقی درتاتارعلیا ممکن است.بعدازاینکه تاتارعلیا عنوان شهررابخوداختصاص داد،بدون اینکه کسی متوجه باشد یک رکورد جهانی درکتاب کینس برای تاتارعلیا به ثبت رسید.

وآن:رکورد کم سوادترین شورای شهرجهان درکتاب گینس برای تاتارعلیا به ثبت رسید.

این امرموج شادی وشعف برای اهالی تاتارعلیا بهمراه داشت.البته اگرکمی دقت دررکورد گیری بعمل می آمد شاید نفرات بعدی هم ازتاتارعلیاانتخاب می شدند.

پس برآن شدیم تا سری به مدرسه تحصیلی  رکورد داران خود بزنیم


 



 

وضعیت اسفبارنانوائی هادرتاتارعلیا

یکی ازمسائلی که مدتهاست دامنگیراهالی تاتارعلیاست وهرگزچاره ای برای آن اندیشیده نشده وضعیت اسفبارنانوائی هاست.تاتارعلیادارای 6واحدپخت نان یاهمان نانوائی است.درسالیان گذشته که ازطرف دولت آردارزان باسوپسیددولتی به نانوائی هابصورت سهمیه داده میشددراکثرمواردصاحبان نانوائی شبانه وقاچاقی آردراباقیمت آزادمی فروختندوروزهاازسهمیه معین کمتر پخت میکردندکه این امرموجب کمبودنان وایجادصفهای شلوغ وطولانی میشدودرپایان هرپخت عده ای دست خالی برمیگشتندودرمواردی هم این شلوغی وبی نظمی باعث ایجاد تنش ودعوامیگشت.سرتان رادردنیاورم نانوائی شده بود بختک خانواده ها،هرخانواده بایدیک نفررامامورخرید نان میگذاشت وکسی که مامورخریدنان بود ازصبح زودتاساعتهادرصف می ماندتابتواند چندقرص نان بخردواین برایش یک موفقیت بزرگ بحساب می آمد.بااین اوصاف نانی که می پختندقابل خوردن نبودوبعدازساعتی که ازسردشدن نان می گذشت اگرجلوی سگ می انداختی نازمی کردونمی خورد.برای عرضه همین نان هم کارکنان نانوائی چه نازوکرشمه ای که نمی کردند.هریک ازکارکنان شاغل درنانوائی درمحل،خودراشخصیتی می پنداشت وبزور با مردم احوالپرسی میکردند.انگارمثلارئیس فلان ارگان یااداره است.

بعدازبرداشتن سوپسیدازآردونان گمان میرفت باتوجه به بالارفتن بهای نان کیفیت وکمیت آن بالاتربرود.ولی درکمال ناباوری این تغییرفقط درحدبالارفتن قیمت نان باقی ماندوهیچ تغییری دروضعیت پخت نان حاصل نشد.مردم بیچاره به هرکسی شکایت میبردند ومی برند نتیجه ای نداردانگارکسی به حرف مردم اهمیتی نمی دهد.اهالی تاتارعلیا که اکثراکشاورزهستنددستشان فقط به شورا یاشهردار می رسدکه ازآنها هم خیری نصیب شان نمی شود.اولین وآخرین جوابی که به مردم داده می شود این است که آقاازنانوائی که خوب پخت نمی کند نان نخرید.حال مشکل اینجاست که همه نانوائی هانان بدوخمیرو...میپزندوبرای مردمی که گرفتارکاروکشاورزی هستند میسرنیست که برای خریدنان به شهرهای مجاوربروند.

حال سوال اینجاست که مردم چکار باید بکنند؟

چه کسی باید به این اوضاع نابسامان رسیدگی کند؟

آیاهدف آقایان ازآن همه سروصدا که برای شهرشدن تاتارعلیابراه انداختنداین بودکه برای خودشان یک شغل دولتی وثابت دست وپاکنند؟حالا که به هدف خود نایل آمدند مردم رافراموش کردند؟

استثمار زنان درتاتارعلیا

اگریکروزصبح زودازخانه بیرون بیاییدوگشتی درخیابانهای تاتارعلیابزنید.چیزهای جالبی نظرتان راجلب میکندکه شاید تابحال حتی به  فکرتان هم خطورنکرده باشد.درچندنقطه ازشهرعده ای ازخانمهارامیبینیدکه جمع شده اندومنتظرند.اویل من هم متوجه انتظارآنان نبودم وحس کنجکاوی مراوادارنمودتادراین موردتحقیق کنم.ازچندین نفردرآن موردپرسیدم.وازجوابهای آنهاکمی شوکه شدم.طبق گفته مردم وبرخی ازخانمهامعلوم شدکه تعدادبیشماری اززنان تاتارعلیاهرروزصبح زودبرای کارکردن درمزارع اطراف آنجاجمع میشوند.تااینجای قضیه تعجبی نداشت اماچیزی که مرامتعجب کرددستمزدناچیزشان بود.دستمزدآنهاآدمی رایاددوران برده داری می اندازد.زنان بینواکه اکثراازروی ناچاری سرکارمیرفتندوروزانه بارفت وآمدحدود10الی11ساعت مشغول کاربودند،درپایان روزدستمزدناچیزی عایدشان میشودکه همان مقداراندک رانیزبایدباخواهش والتماس ازسرکارگرهابگیرند.

درتاتارعلیاچندین خانم وآقاهستندکه بعنوان سرکارگرمعروف شده اندوکسانی که کارگرلازم دارند به ایشان مراجعه میکنندوازطرف دیگراین افراد(سرکارگرها)تعدادی کارگرتحت سلطه خوددارندکه هرروز آنهارایکجاجمع میکنندوهرچندنفررابرای یک صاحب کارمیفرستند.متوجه شدم که اکثراصاحب کارها دستمزد مناسب به کارگرها میدهندولی سرکارگرازسروته آن میزند ودرنهایت مقدارناچیزی به کارگرمیرسد.

درمیان صاحب کاروکارگر،یک فردزالوصفت قرارگرفته که بدون هیچ زحمت وتلاش روزانه پول چشمگیری به جیب میزندوزنان ودختران بینواقربانی بهره کشی این دلالان زلوصفت هستند.واقعا جالب است بدانیددراین ایام که دستمزدیک کارگرساده برای روزی8ساعت کارچیزی حدود15000تومان است(که صدالبته که این دستمزدبه نسبت کارگران درکلان شهرهابازهم ناچیزاست)زنهادرتاتارعلیایک سوم یعنی چیزی حدود5000تومان درروز دستمزد دارند.باوجوداین شرایط درشهرمان بهترنیست چاره ای اندیشیده شود.

مثلابعنوان یک پیشنهادعرض میکنم که شهرداری تاتارعلیاپیشقدم شودوبه وضعیت کارخانمهاسروسامان دهدونوعی صنف یاتعاونی یااتحادیه دایرشودوبه جای سرکارگرهاانجام وظیفه کند.اینطوری هم شهرداری مختصردرآمدی خواهدداشت وازطرف دیگرحقوق زنان درشهرمان پایمال نمیشود.یااینکه شهرداری برامورسرکارگرهانظارتی داشته باشدتاآنان بمیل خودوخودسرانه اززنان کارنکشند.

نکته دیگری که درمورداین سرکارگرهاشنیده میشودبسیارمایه تاسف ودردآوراست.شنیده وگاهی دیده شده برخی ازاین سرکارگرهای زالوصفت ازمروجین فساداخلاقی درجامعه هستندوبارهاحیثیت وآبروی دختران جوان که برای کارمیروندلکه دارشده واین اعمال مستقیماازجانب همان سرکارگرهاخط گرفته.پس وقت آنست که دست این زالوصفتان ازدامن زنان پاکدامن ونجیب تاتارعلیا کوتاه شود.حالاکه تاتارعلیالقب شهررایدک میکشدبایدفرهنگ شهرنشینی رادرآن جاری کردتاموجباترضایت مردم فراهم شودکه درنهایت موجب جلب رضایت خداونداست.


 

استخدام نیرو در شهرداری تاتارعلیا

بانهایت تاسف اینروزهااخباربدی درمورداستخدام نیرودرشهرداری تاتارعلیابگوش میرسد.بااین که قبلادرهمین وبلاگ دراین موردهشدارداده شده بودکه مباداخدای نکرده درانتخاب نیروهای شهرداری تاتارعلیاروابط جای ضوابط وقانون رابگیرداماانگارکسی گوشش به این حرفها بدهکارنیست.ومتاسفانه خواست مردم تاتارعلیابرای مسئولین این شهرهیچ اهمیتی نداردوآنهاکارخودرامیکنندوهیچ واهمه ای ازخداومردم ندارند.ظاهراآنان باتوجه به سوابق میدانندکه نبایدازحرف مردم ترسی داشته باشندچون بعدازچندمدتی آبهاازآسیاب میافتدوهمه چیزازیادها محومیشودهمانگونه که درانتخاب نیروبرای دهیاری عمل کردندوآقایان شورای وقت اقوام خودرامشغول کاردردهیاری کردند.بعنوان مثال انتخاب راننده وکارگر برای دهیاری وانتصاب راننده برای بیل مکانیکی وانتخاب اعضای شورای حل اختلاف و... که بعدازمدتی مردم مجبوربه قبول آنها گشتندچون اگرکسی هم پاپیچ آنان شودراحت به او هنگ ضدانقلاب وکسی که تفرقه انداز بین اهالی تاتارعلیااست معرفی میکنند وبدینسان کسی هم جرات مقابله با آنهارانخواهدداشت.اماآقایان شورای شهروآقای شهرداربهترنیست قدری هم کارخداپسندانه انجام دهیدکاریکه مردم راراضی وخوشنودکند؟چون شماباکمک خداوهمین مردم صاحب این موقعیت وجاه ومقام شده اید.پس بیاییدنمکدان نشکنیدوقدری هم به فکر عاقبت وآخرت خودباشید.بیاییدازهمه مردم تاتارعلیا کمک گرفته وبادرنظرگرفتن اولویت هاشهرمان رابرپایه صداقت وراستی بناکنیم.بازهم امیدوارم این اخبارفقط درحدیک شایعه باقی بماند.

آغازسال1391هجری شمسی وبازتاب آن درتاتارعلیا

اجازه میخواهم پیشاپیش حلول سال نورابه عموم همشهریان تاتاری تبریک وشادباش عرض کنم.برای همه آرزوی سالی پرباروسرشارازکامیابی وموفقیت میکنم.همینطورآرزومیکنم آن عزیزانی که سال قبل درجمع مابودندامارخت سفربسته وازجمع مارفتندروحشان شادورحمت ایزدمنان شامل حالشان گردد.وبازآرزومیکنم که همه ماازفراق عزیزانمان فقط غم ودردش رااحساس نکنیم بلکه سفراخروی آنان برای مادرس عبرتی شودتااندکی به عاقبت خودبیاندیشیم واگراحیانادرزندگی لغزشی داریم وازمسیر درست زندگی منحرف شده ایم،بخودآمده وتادیرنشده خودرااصلاح کنیم.درسالیان قبل آمدن سال نودرتاتارعلیامنشاءهیچ تحولی نبودوسالهاگذشت بدون اتفاق خاص وتازه.اماامسال تاتارعلیاعنوان شهررابخوداختصاص داده واین می تواندنوعی تحول وجهش برای تاتارعلیامحسوب شود.امیدوارم درسال جدیدطرح هادی تاتارعلیابه پایان برسد.کینه هامیان اقوام ساکن شهرتاتارعلیاازمیان برداشته ومحوشود.مسئولین تاتارعلیاهمه احادتاتاررابه یک چشم وبرابرببینند.درانتخاب نیروهای جدیدبرای شهرداری ضوابط حاکم باشدنه روابط.کاستی های موجوددرشهرتاتارعلیادراولویت امورمسئولین این شهرقراربگیرد.مسئله ترددوسایل نقلیه وسرعت غیرمجازشان،عبورومروردانش آموزان علی الخصوص دختربچه هاومزاحمان خیابانی،ساخت وسازهای غیرمجازو وضعیت اسفبارپخت نان درنانوایی هانیزموردتوجه قراربگیرد.

 

سال ۱۳۹۱  سال اژدها نام دارد

اژدها

واژدها یکی از موجودات افسانه‌ای در فرهنگ‌های جهان است. اژدها در اساطیرجهان جایگاه ویژه‌ای دارد.

واژه‌شناسی در فارسی

ریشه واژه اژدها و (ضحاک) یکی است و صورت‌هایی دیگر چون اژدر، اژدرها و «اژدهات» دارد، به معنی ماری است افسانه‌ای و بزرگ، با دهان فراخ و گشاد.

اژدها یا اژدر که در زبان اوستایی اژی (-aži)، در زبان پهلوی ساسانی )فارسی میانه) از (az) و در زبان سانسکریت اهی (-ahi) خوانده و نامیده می‌شود، به معنی مار یا افعی مهیب و سهمگین است.درمتون کهن ایرانی، گاه این واژه به گونة عام بکار می‌رود.

در اساطیر و ادبیات جهان

اژدها جانوری است که در کهن‌ترین سنن نماد ویرانکاری و نیز آب و آبادانی بوده است. روزگاری دراز اساطیرشناسان می‌پنداشتد که اژدها نمایشگر سَّر و انگیزه پیشرفت بشر است و سرگذشت بشر سراسر کوششی است برای رهائی یافتن از قدرت درهم شکننده اژدها.

رابطه میان اصل و آغاز جهان و اژدها در کیهان‌شناسی بابلیان آشکار است. در این کیهان‌شناسی، تیامات یا اژدهائی که نماد ظلمت آغازین است غالباً بصورت ماری خشمگین نموده شده و مردوک یا قهرمان خورشیدی بر آن چیره می‌شود. بدینگونه جهان روشن پدرسالاری جهان آغازین مادرشاهی را تسخیر می‌کند.

برگزاری جشنهای سال نودرتاتارعلیامیان اهالی بسیارمتفاوت است.

سیستانیهاوبلوچهاوتک خانوارهای فارس وکرد،بسته به بضاعت وتوانائی خودبه استقبال سال نو می روندوازیک ماه مانده به تحویل سال نوشروع به خانه تکانی ونونوارکردن خانه وخرید سال نومی کنندوقبل ازتحویل سال غبارکهنگی رااززندگی خودمیزدایندوباشوروشادمانی به استقبال سال نومی روندقبل ازتحویل سال نوبه رسم آئین کهن ایران باستان سفره هفت سین پهن می کنندوهمه اعضای خانواده لحظه تحویل سال کنارهم دورسفره مینشینندوپس از تحویل سال باهم روبوسی وبرای هم آرزوی سالی پربرکت وسلامتی می کنندوبعددیدوبازدیدهای سال نوشروع می شودوکوچکترها به خانه بزرگترهامیروند،به همسایها وخویشان سرمی زنند.امااین رفت وآمدها فشرده وکوتاه است چون معمولادراین ایام مردم مشغول کشت گوجه فرنگی ودیگرمحصولات درگلخانه هستندوباید هرروزمراقب گلدانی ها ومحصولات داخل گلخانه باشند.درسوی دیگرشهرتاتارعلیامیان ترکمنهابندرت تحرک وجنب وجوش سال نودیده می شود.که باتوجه به پیشینه تاریخی اقوام ترکمن چیز غریبی نیست.همسایگان ترکمن چیزی حدود دوقرن پیش تحت فشار اقوام دیگرودولت روسیه تزاری ازنواحی آسیای میانه بسمت مرزهای شمالی ایران رانده شدندوباتوجه به ضعف دولت مرکزی ایران درآن برهه اززمان ،ترکمن هاکه اغلب بصورت عشایر کوچ نشین زندگی می کردندواردمرزهای شمال کشورشدندودردشت بکروپرازنعمت گرگان ساکن شدند.زندگی بصورت شهری وتمدن ایرانی برای آنان تجربه تازه وچیز نوئی بودوجای تعجب ندارد که آنها به سال نو وجشن های سال نوکمترتوجه میکنندبایدزمانهای زیادی سپری شودتافرهنگ وتمدن ایرانی واردزندگی وآداب وسنن شان شود.درنوشته های قبلی قول داده بودم مسئله مهاجرت واین که برخی ازدوستان سیستانیهارا مهاجرقلمدادمیکنندبمرورکندوکاوکنم.

درچندسطربالا مختصربادلیل واضح(عدم آشنائی وقبول آداب وسنن ایران باستان ازجمله عید نوروز) می توان نتیجه گرفت که سیستانیها فقط درسرزمین مادر ی خود جابجا شده اند ونمی توان  به آنها مهاجر گفت .امادرسوی دیگرعزیزان ترکمن رامی توان همراه افغانها مهاجرین واقعی درشمال ودشت گرگان وتاتارعلیانامید.امااینها مهم نیست بلکه مهم  است که بتوانیم ازفرهنگ غنی ایران زمین یاری گرفته ودرکنارهم  یک زندگی مسالمت آمیزداشته باشیم وتحت لوای جمهوری اسلامی به رشد وتکا مل همه جانبه بیاندیشیم.

تپه تاتارعلیا،قلعه ای باستانی یاچاپارخانه بوده

تاتارعلیابانام فعلی(تاتارعلیا)قدمت زیادی ندارد.کمااینکه حتی دراوایل انقلاب شکوهمنداسلامی تاتارعلیارابنام یک مالک وزمین داربزرگ یعنی حاجی جمامی شناختندودراکثرادارات هم بنام گاومیشلی ثبت وذکرمیشدکه این بعلت نفوذهمان حاجی جمابود.بگذریم،نمیخواهم  درموردزندگی این شخص فعلامطلبی بنویسم،علت نام بردن ازحاجی جمابخاطرتپه بزرگ تاتاربودکه همواره با نام او (حاجی جما)ازتپه یاد می شد.چون این تپه در مجاورت خانه واملاکش بودواودرآن زمان قدرتمندترین مردتاتارازنظرمالی ووابستگی به رژیم ستم شاهی بود،طبیعی بودکه مردم موقع نام بردن تپه ازاسم حاجی جماهم کمک بگیرند.اما انگونه که شواهدنشان می دهدوباکمک کتب تاریخی می توان نتیجه گرفت که تپه تاتارعلیاقدمت چندهزارساله دارد.تپه تاتارعلیادرضلع شمال شرقی شهرباارتفاع حدود25مترومساحت تقریبی2هکتارواقع است.بالای تپه مسطح میباشدوبه دوقسمت تقسیم می شود که یک بخش کوچکتروکم ارتقاع تر(حدود5متر پائین تر)ازبخش دوم تپه است.درتمام نقاط سطح واطراف تپه تاتارعلیاتکه های کوچک وخردشده ازسفالینه های قدیمی پخش شده است که این حکایت از تاریخی دیرین وکهن برای این تپه داردومیتوان به جرعت گفت که درسالیان دورتمدنی پرشکوه وسرشارازجنب وجوش درمحل تپه واطراف آن وجودداشته است.ازسوی دیگرتاکیلومترهااطراف تپه تاتارعلیاهیچ گونه عارضه ی طبیعی مثل کوه ودره و... که حاکی ازآن باشدکه این تپه نیزجزئی ازآن عارضه می باشدوجودنداردو تپه تقریبا هیچ شباهتی نیزبه فرایندهای زمین شناسی مانند شکستگی و... هم نداردبنابراین می توان نتیجه گرفت که این تپه ساخته دست انسان است.درقسمت شمالی تپه یک دیوارقطوربه طول تقریبی3 کیلومتروقطر5متر(تقریبا)وجودداردکه امروزه براثرساخت وسازخانه هاوتخریب برای کشاوری دیگراثرچندانی ازآن برجانمانده است.چندین سال پیش(10یا15سال قبل)طی حفاری برای خانه سازی یکی ازاهالی تاتارعلیاکه خانه اش درست روی همین دیوار قرارداردتعدادی اشیا عتیقه کشف شد که اینجانب نتوانستم ازقدمت آن اشیا اطلاع دقیقی بدست بیاورم (امیدوارم اگرکسی ازدوستان عزیز دراین مورد اطلاع درست ودقیقی داشت،جهت آشنائی واطلاع خوانندگان وبلاگ  ما را یاری کند)ولی میدانم که آن اشیامتعلق به سلسله های کهن ایران زمین بود.قبل ازانقلاب نیزطی حفاری برای چاه آب توسط همان حاجی جماظاهراخمره های بزرگی کشف شده بودکه این خبر مدتهادرتاتاردهان به دهان نقل می شد.

عکسی از تپه تاتارعلیا

وقتی کتب تاریخ ایران باستان رامطالعه میکنیم در جاهای می خوانیم که ایرانیان به جهت تسهیل امور و درجه بالای اهمیتی که رفاه اجتماعی آنان را به دنبال داشت و به علت مهم تر به واسطه قرار گرفتن در جریان اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور دستگاه منظم، پیشرفته و بسیار دقیق را اختراع کرده و به کار گرفتند. «پیک _ چاپار» که امروزه به پست (Mail) تغییر ساختار داده دربرگیرنده نام سیستم اطلاع رسانی ایران عصر باستان است. یونانیان متصدی امور پیک را «افدالموس بازیلئوس» (چشم پادشاه) و ایرانیان به کارگزاران خبری «سپسک» (Spasak) یا چشم و گوش پادشاه می گفتند. وظیفه اصلی این دستگاه نظارت و مراقبت در کار های ماموران کشوری و لشکری و اوضاع رعیت و اجتماع و مخابره سریع رویداد ها به پایتخت بود که موجب می شد شاه به طور مداوم از امور کشور آگاه باشد. پیک های خبری در ابتدایی ترین شکل خود در تمدن های میان رودان (بین النهرین) مانند آشور، مکده، آکد و بابل ابراز وجود کرد منتها حیطه فعالیت آنها صرفاً سیاسی بود و امور حکومتی را به انجام می رساند. حتی واژه «برید» (Barid) اصطلاحی که در دوره اسلامی به پیک و چاپار تعلق می گرفت ریشه در زبان و فرهنگ بین النهرین دارد. احتمال دارد که آشوریان گسترش دهنده سازمان خبر رسانی باشند که هخامنشیان پس از تسخیر این سرزمین آن را مورد بهره برداری قرار داده و مطابق سلیقه و ابتکار خود در آن تغییر و تحول ایجاد کرده باشند. البته هخامنشیان رسم آشور و ماد ها را در این مورد تکمیل کردند. آن عبارت بود از بر پا داشتن یک دستگاه پیک در تمامی راه های مواصلاتی که مشهورترین آنها شاهراه سارد مرز لیدیه به شوش پایتخت ایران بود که با مرکز استان ها (ساتراپ ها) ارتباط مستقیم داشت.گزنفون و هرودوت مورخان یونانی ضمن اشاره به سازمان خبردهی ایران (پیک) آن را جالب و شگفت آور دانسته اند. هرودوت در کتاب هشتم بند ۹۸ نوشته است که: «خشایارشاه در ضمن پیامی به شوش یادآور شده که اکنون هیچ زنده ای نیست که بتواند به تندی پیک ها راه بپیماید. به شماره روز هایی که برای بریدن هر راهی لازم است مردان و اسبان آماده در راه وجود دارد که فاصله هر پیک تا دیگری یک روز راه است این کسان را نه برف و نه باران و گرما و تاریکی از کارشان بازنمی دارد...»

پیک های سواره تیز رو آنگاریون (angarion) نامیده می شدند. اشکانیان امر اطلاع رسانی و علامت دهی را جدی تر دنبال کردند. اکثر بندر گاه ها و نقاط استراتژیک دارای فانوس های دریایی بود که گاه همانند بنادر کوچک بر روی یک جزیره کوچک مصنوعی که از سنگ ساخته شده بود مستقر می شد. آتش های متوالی در بالای تپه ها و مناطق مرتفع و پرچم هایی که بر فراز برج های نگهبانی تکان داده می شد از جمله مهم ترین نماد های انتقال خبر و گزارش در دوره اشکانی به ثبت رسیده است. با این وصف افروختن مشعل در دوران کهن یکی از رایج ترین وجوه خبر دادن بوده است. افزون بر این حجم گسترده تجارت و بازرگانی پارت های اشکانی با دول روم در غرب و چین در شرق از راه ابریشم ایجاد شبکه گسترده ای از پیک های تندرو و چابک و راه های امن و مناسب را می طلبید که این دولت نسبت به آن همت گماشت. اما دولت ساسانی از مدل متفاوت با اشکانی و هخامنشی بهره می برد. اداره چاپار و پیک مخصوص امور دولتی بود و با مردم ارتباط چندانی نداشت. فایده این سیستم آن بود که میان مرکز و ایالات ارتباط سریع و منظم برقرار می نمود. اداره چاپار اشیا و اشخاص و مراسلات آنان را از شاهراه های آباد و مجهز انتقال داده و از این رو در توقفگاه های بین راه (منازل) به نسبت اهمیت کالا عد ه ای همراه و اسب آماده نگهداری می کردند تا در صورت تهدید شدن یا ضرورت فوراً نسبت به حمل مسافر و کالای او اقدام شود. قاصدان شترسوار و شاطران پیاده عمده ترین عوامل حمل و انتقال مسافر، کالا، اخبار و نامه های دولتی و شخصی در روزگار ساسانی بوده اند.

اگرچه امیل بنونیست هخامنشیان را به خاطر ایجاد پیک های بسیار سریع که حتی مورد تحسین یونانیان واقع شده بود مخترع پست و چاپار می داند رویه ای که مصر و روم به ترتیب از ایران اقتباس کردند و هرودوت نیز افروختن مشعل و پرستوی نامه بر را از عوامل شایع خبردهی در ایران عصر هخامنشی ذکر کرده اند و پژوهشگران روسی از جمله نینا، و، پیگولوسکایا برآورد کرده است که حدود ۱۱۱ چاپارخانه (مرکز پست) در طول شاهراه دولتی میان شوش و سارد وجود داشته اما به طور کلی اطلاع مردم از احوال یکدیگر و اقوام و خویشان و بستگان در دوران باستان یک مسئله اجتماعی بسیار مهم و درخور توجه بوده است. این مسئله توجه جدی دولت های آن عصر نسبت به تاسیس ادارات اطلاع رسانی را به ما می گوید. به اسب های تیزرو چاپار ها در دوره ساسانی «بَغد پسپانیگ» (Baghdpespanig) گفته می شد. کرمر (Kermer) نویسنده دیگر غرب ایده ای متفاوت با کریستین سن دارد. وی اصولاً امر خبررسانی را نوعی جاسوسی دولتی می داند البته هر دو نویسنده این موضوع را به سطح اجتماع و مردم تقلیل نمی دهند و آن را مختص دولت می دانند اما چنانکه گفتیم امور اجتماعی و اخبار مردمی نیز به نوبه خود به موقع انتقال یافته و اهمیت خود را حفظ می کرد. نویسندگان یاد شده خاصه امر جاسوسی را در دوره خسرو اول ساسانی (خسروانوشیروان) بسیار معمول می دانند؛ موضوعی که در نامه تنسر _ یکی از متون دینی و اعتقادی مهم عصر ساسانی _ نیز تایید شده است. در شاهنامه حکیم فردوسی فارسنامه ابن البلخی و تاریخ طبری نویسندگان گرانقدر آن از کاربرد و ایجاد شبکه ارتباطی و خبری به ویژه در دوران لهراسب و گشتاسپ کیانی یاد کرده اند.

باتوجه به ویژگی تپه تاتارعلیا که درمسیر چندین تپه دیگر با فواصل منظم قرارگرفته میتوان نتیجه گرفت که این تپه نیز یکی ازهمان چاپارخانه ها بوده است.ازسوی دیگر باوجوددیوار اطراف تپه که شبیه به بخش هایی از دیوار گرگان است می توان استنباط کرد که تپه تاتارعلیابه نوعی بخشی ازدیوارگرگان است.

عکس قسمتی ازدیواراطراف تپه تاتارعلیا

ديوار بزرگ گرگان، طولاني ترين اثر معماري ايران باستان و بعد از ديوار چين دومين ديوار تاريخي جهان با ۲۰۰ كيلومتر طول، در دشت گرگان و قرار دارد. اين ديوار از شرق درياي خزر در خواجه نفس شروع  و از شمال آق ‌قلعه و گمشيان گذشته پس از پيمودن شمال گنبد به طرف شمال غرب رفته و در كوه ‌هاي «پيش ‌كمر» محو مي‌شود.در نوشته‌هاي تاريخي ، ديواربزرگ گرگان راكه مانعي دربرابربيابان‌ گردان آسياي ميانه بوده به نام هاي سداسكندر، سدانوشيروان ، سد فيروز ، ديوار دفاعي، قزل آلان ، مار سرخ و … ناميده‌اند و مطالب گوناگوني در مورد آن بيان داشته‌اند.نخستين پژوهش باستان شناسي ديوار گرگان در دوره معاصر توسط «ژاك دمورگان» فرانسوي درست در ۱۰۰ سال پيش صورت گرفت كه قسمتي از مسير ديوار را روي نقشه ترسيم نمود. بعد از او باستان شناس فرانسوي «آرن» در سال ۱۳۱۲ خورشيدي بخشي از ديوار گرگان را به صورت پيمايشي، شناسايي و معرفي كرد. در سال ۱۳۱۶ خورشيدي «اريك اشميت» آمريكايي با پرواز بر فراز منطقه، خط قرمز رنگي را در زمين مشاهده كرد كه با پيچ و تاب از دريا به سمت كوه هاي پيشكمر در شرق استان ادامه يافته است. او با ديدن اين منظره عجيب اين پرواز را بار ديگر تكرار كرد و باتهيه عكس هاي هوايي گام مهمي در شناسايي ديوار برداشت. بعد از آن دكتر «محمد يوسف كياني» در سال ۱۳۵۰ با پرواز مجدد بر روي ديوار موفق به برداشتن عكس هاي جالب توجهي از ديوار شد و طول ديوار را ۱۷۵ كيلومتر با ۳۲ قطعه وابسته شناسايي كرد که دیوار اطراف تپه تاتارعلیا می تواند یکی ازهمان قطعات وابسته به دیوارگرگان باشد.

عکس مربوط به خانه سازی روی دیوارباستانی درضلع شمالی تاتارعلیا

باتوجه به آنچه درمورد چاپارها وچاپارخانه ها ذکرشد ومطالبی که درمورد دیوار بزرگ گرگان عرض کردم ودخیل نبودن عوارض زمین شناسی دربوجودآمدن این تپه میتوان اینگونه نتیجه گرفت که درروزگاران بسیاردور،چه بسا قبل از میلاد مسیح انسان های متمدن وبسیار هوشمند وتوانا در این نقطه گرد هم آمدندوبرای  راحت زیستن قلعه ای بزرگ را بنا نهادند که هم مکانی امن برای زندگی وهم بخشی ازسد دفاعی دربرابر هجوم وتعدی بيابان‌ گردان آسياي ميانه بوده وهم می توانسته بعنوان یک چاپارخانه مورد استفاده قراربگیرد.اماچگونه  وچرا این قلعه به یک تل خاک تبدیل گشت ؟

درجواب به این پرسش باید نگاهی به تاریخ شهرجرجان بیاندازیم ومی توان جواب را درسرنوشت شهرجرجان پیدا کرد.شهرباعظمت وآباد وپررونق جرجان براثر یک زلزله مهیب کاملا ویران شد.آنگونه که درکتب تاریخی آمده هیچ اثری از حیات وتمدن درجرجان باقی نماند.وتپه یابهتر بگویم قلعه تاتارعلیانیزازاین مهلکه بی نصیب نماند وکاملا ویران گشت وبه یک تل خاک تبدیل شد امابرخلاف شهرجرجان که درچندکیلومترآنطرف تر(گنبدکاووس فعلی)شروع به بازسازی شد،قلعه تاتارعلیامتروک ماند.واین متروکه شدن آنقدرادامه یافت که اطراف تپه را پوشش گیاهی جنگلی فراگرفت وسالهای زیادی گذشت تا بار دیگر عده ای به این مکان وارد وساکن شدند وتاتارعلیافعلی شکل گرفت

عکسهایی ازدیواربسیار قدیمی درشمال تاتارعلیاکه کم کم درحال تخریب است