تاتارعلیاشهری نیازمند مدیریت اصولی وآبادانی

امروزباهم گشتی درتاتارمیزنیم شهری که بیشتربه یک روستای دورافتاده ومحروم شبیه است تایک شهر.بااینکه تاتارعلیاسابقاازروستاهای بزرگ کشوربوده وازنظرکشاورزی دراستان یک وزنه سنگین محسوب میشوداماهیچ شباهتی به شهرندارد.ازخیابان های اصلی شروع میکنم.تاتارعلیایک خیابان محوری واصلی به نام امام خمینی(ره)داردکه ازمرکز شهردرراستای شرق به غرب عبورمیکندوشهررابه دو بخش شمال وجنوب تقسیم میکندوعلاوه براینکه یک خیابان داخل شهریست،بخشی ازجاده بین روستاهای اطراف تاتارنیزمحسوب میشودوبه همین دلیل یکی ازپرترافیک ترین خیابانهای تاتارعلیاست.ازانجاکه تاتاردرمسیرجاده میانبرگنبد به علی آبادکتول واقع است روزانه صدهاوسیله نقلیه ازآن ترددمیکنند.اکثراین وسایل نقلیه برای فراراز پلیس راه وکلانتریهااین مسیرراانتخاب میکنندچون علاوه برکوتاه شدن مسیر،پلیس راه دوراهی آزادشهرورامیان وپاسگاه دلند راهم دورمی زنندوچون هیچ محدودیتی برسرراهشان نیست اکثرابا سرعت بالاوبارغیرمجازترددمیکنند.این خیابان یاجاده چندین سال قبل یک اسفالت کم عرض چهارمتری وبدون حاشیه وپیاده روریخته شد وازآنزمان تاامروزهاکه تاتارعلیاعنوان شهرراگرفت به امان خدارهاشده وسالیانه دهها تصادف درنقاط مختلف این خیابان رخ میدهدوعلاوه برمرگ ومیر،خسارات مالی فراوانی بردوش خانواده های کم درآمدتاتاروحتی دولت میگذارد.این درحالیست که طول این خیابان به دوکیلومترهم نمیرسدوبجزچندواحدمسکونی وتجاری اکثراطرفین خیابان ساخت وسازی ندارد.ساعات رفت وآمددانش آموزان اززمانهای دلهره آورونگران کننده برای خانواده آنهاست ودرزمستان وروزهای بارانی چون خیابان پیاده روندارد ترددبرای عابرین بسیارسخت است.حدودده سالی میشود که طرح هادی درتاتارعلیا شروع شده وهرساله چندین پیمان کارعوض میشوندوهریک چندمتری جدول احداث می کنندآنهم چه جدولی درست مثل جدولهایی که هرکس چندخانه ازآن راحل میکندودرنهایت هم نصفه ونیمه رهامیشوداخیراهم مقداری ازخیابان راباقول تحویل یک ماهه خاکبرداری کردندکه این نیزبه تاریخ پیوست وفی امان الله رهاشدومعلوم نیست چقدرهزینه وزمان ببردتاتکمیل شود.ازاین خیابان که بیرون بیاییم تاتارعلیا فقط دو خیابان دیگر دارد،یکی دربخش جنوبی ودیگری دربخش شمالی که اولی اسفالت شده ودومی بازهم نیمه تمام ماند.ومیرسیم به کوچه ها که بیشتربه معابرمالروشباهت دارندتاکوچه.درسالیان اخیرفقط یکبار اقدام به شن ریزی کوچه هاکردندوآنهم باکمک مالی اهالی،ولی باتاسف باید بگویم که بامدیریت غلط مسولان محل کاردرست انجام نشدوباقومیت گرایی وتبیض بین اهالی،برخی ازکوچه ها تمیزومرتب شن ریزی وبرخی از کوچه هایا شن ریزی نشدیااگرشددرست انجام نشدوزمستانهازندگی وترددبرای ساکنان این کوچه ها بسیارمشکل ودرنقاطی ازتاتارعلیاغیرممکن است.بگذریم،مدیریت احساسی وقومیت گرایانه درتاتارعلیاموجب آسیبهای بیشماردراین شهرشده ازجمله تخریب واشغال مراتع اطراف تاتارعلیاست که برخی ازآقایان بااتکابه پست ومقامی که سالیان اخیردردست داشتند توانستند چندهکتارازمراتع رابه اراضی خودبچسپانندیادرآنهاخانه سازی کنندواین برای آنهاکارزیادسختی نبودچون املاک ومحل سکونت آنان درمجاورت مراتع قرارداردوازسویی یاخودشان تصدی امورتاتاررادردست داشتندیابستگانشان پس کسی بصورت جدی جلوگیرشان نشد.حال سرکی به مسایل آموزشی می کشیم.تاتارعلیادوشیفت مدرسه ابتدایی برای پسران ویک شیفت ابتدایی برای دختران داردوهمینطوردوشیفت مدرسه راهنمایی پسرانه ویک مدرسه راهنمایی دخترانه داردودبیرستان هم برای پسرهاوهم برای دختران فعال است.طبعادویاسه واحدپیش دبستانی هرسال در مدارس ابتدایی دایرمیشود.همچنین دو یاسه مهدکودک درحال حاضرمشغول فعالیت هستند.درمانگاه تاتارقبل ازانقلاب مشغول کارشدوهمچنان روزانه مرجع بیماران بسیاریست.خانه بهداشت با دو واحد ساختمان اهالی شهرتاتارعلیاوروستاهای وابسته مجاورراتحت پوشش دارد.تاتارعلیا قبل ازانقلاب دارای آب لوله کشی وبرق بودوبه برکت انقلاب ازنعمت گازشهری وتلفن هم بهره میبرد.یادآورمیشوم که واحدهای خدماتی مثل عکاسی وچندین واحدنانوایی وپزشک عمومی وفروشگاه های لوازم یدکی وبرق ولوازم بهداشتی ساختمان ولوله کشی وچندین تعمیرگاه وتعویض روغنی وآپاراتی وکارگاهای جوشکاری وتراشکاری وساخت آلومینیم ودفاتر کشاورزی وتعدادزیادی بقالی وآژانس تاکسی تلفنی وشعبه نفت وقصابی وآراشگاه مردانه وزنانه درحال فعالیت هستندونیزمیتوان ازواحدهای پرورش دام درسطح شهریادکرد که تعدادشان کم نیست.سهم تاتارعلیادرجنگ تحمیلی چندین شهیدوجانبازوآزاده است که مایه غروروافتخاراهالی هستند.

کشاورزی تاتارعلیادرسالهای اخیر

تاتارعلیاآنزمانکه هنوزاستان گلستان ازمازندران جدانشده بودیکی ازپنج روستای بزرگ استان مازندران بود.واین نکته حتی درکتاب درس جغرافیانیزآمده بود.درآنزمان شغل اکثراهالی تاتارعلیا کشاورزی بودومردم دومحصول مهم کشت میکردندکه یکی گندم ویگری پنبه بود.زمین داران بزرگ مبادرت به کشت گندم میکردندوبیشتراملاک خودرابه کشت این محصول اختصاص میدادندچون کشت،داشت وبرداشت گندم که غالبا بصورت دیم بودچندان زحمت وهزینه ای نداشت وباتوجه به وضعیت آب وهوای منطقه که باران به مقدارکافی می باریدوزمین حاصلخیز،همه ساله محصول خوبی درومیکردندومقداری اززمین هایشان رانیز پنبه می کاشتندودرفرایندکاشت،داشت وبرداشت این محصول مالکان چندان نقشی نداشتندودهقانان بودندکه کاروزحمت اصلی رابردوش داشتند.مالکان بزرگ وبیرحم این کشت رابصورت سه به یک به دهقانان واگذارمیکردندیعنی دهقان همه کارهاراانجام میداد ودرپایان یکسوم درآمدمحصول به اومیرسیدکه ارباب هاازاین سهم هزینه شخم وکاشت وسم وکودمصرف شده رانیزازدهقان فلک زده کسر میکردندودرپایان دیگرچیزی برای دهقان نمی ماندجز مقداری بدهکاری که ارباب آن رابصورت سلف برای محصول سال بعد بحساب دهقان می نوشت.عملاارباب ها مردم بینواراخیلی زیرکانه سالها استثمارمیکردندوکلی هم سرآنهامنت میگذاشتندکه اگرمانباشیم قطعاشماازگرسنگی خواهید مرد.باپیروزی انقلاب شکوهمنداسلامی وفرارمالکان زورگووتقسیم زمین هایشان بین مردمی که وارث اصلی آن زمین هابودند،روندکشت وکارمزارع کم کم تغییرکردمردم دیگرتمایلی به کشت پنبه ازخودنشان نمیدادندچون علاوه برزحمت فراوان پس ازتحویل پنبه به کارخانه بامشکلات زیادبه پول خود میرسیدندودرمواردی برخی ازکارخانه داران به روشهای مختلف ازدادن حق دهقانان امتناع میکردند.واینگونه آرام آرام گروهی تحت عنوان دلال واردگودشدندومحصولات رانقدولی ارزان می خریندوبه کارخانه میفرستادند.حق خوری این واسطه ها ازاربابان سابق گوی سبقت ربوده بود.واین دلیل ودلایل دیگر باعث گشت تا مردم از کشت پنبه روی برگردانندوباتوجه به نیازکشورکه درگیرجنگ تحمیلی وتحریم بود مبادرت به کشت گندم بکنندوچندسالی محصول گندم کشت اصلی تاتارعلیا شد.ولی این محصول عیب های داشت که یکی ازمعایب آن قیمت ناچیز گندم بودوازطرف دیگرباتغییروضعیت آب وهواوکمبودباران میزان برداشت نیزبصورت چشم گیری پایین آمدوبزرگترین عیب محصول گندم نیزاین بود که کشاورز بجز چندروزکاشت وبرداشت درباقی اوقات بیکاروعلاف بودواین باروحیه کشاورزان تاتارسازگارنبودازطرف دیگرنمی شدچندین سال متوالی یک زمین راگندم کاشت چون زمین بی خاصیت وکم بازده می شدواحتیاج به تغییرنوع کشت داشت.همه این علل باعث شدتاکشاورزان بفکرکشت محصولات دیگر بیافتند.کشاورزان بفکرکاشت محصول دوم دریک سال افتادندوعده ای پس ازدروی گندم بلافاصله زمین راآماده کشت برنج میکردندوبصورت تابستانه اقدام به شالیکاری مینمودند،درچندسال اول کشاورزان بسیارخرسندوراضی ازوفورنعمات بودندولی ازبلایی که بدست خودبرزمین های زراعی نازل میکردندغافل بودند.این کشت وبرداشت بی رویه موجب شدکه سطح آبهای زیرزمینی پایین برودوآب چاههای کشاورزان بخشکدوازطرف دیگرمیزان برداشت محصول هرسال کمتروکمترمیشد.کشاورزان بایدچاره ای می اندیشیدندپس ازمیزان زمینهای زیر کشت شالی کاسته شدودوره شالی کاری بصورت فراگیر چند سالی بیش دوام نیاوردحالا اهالی پرتلاش تاتار دنبال کشت محصولات دیگری بودندوتره باربهترین گزینه بود.محصولی که دوره کاشت،داشت وبرداشت آن زیادطولانی نبودوازطرف دیگرقیمت آن دربازاراگربموقع عمل می آمدبسیارخوب ومناسب می شد.وبدین ترتیب درسالهای اخیرکشاورزان تاتارعلیا روی به کشت تره بار علی الخصوص گوجه فرنگی آوردند.همانطورکه کشاورزان تاتارخودراباشرایط زمان وزمین وآب وهوامنطبق میکردند،دلالان نیز بیکارنماندند.آنها که می دیدندهرروزمیزان کشت گوجه فرنگی درتاتارعلیابالامیرودومیزان محصولات نیزافزایش چشمگیری دارد،چندسالی است که بازاراین محصول رادست گرفته وعرصه را برکشاورزان تنگ کرده اند.ازچندروزمانده به برداشت گوجه فرنگی تاتارعلیا دهها دلال وواسطه به تاتارعلیا هجوم می آورندودر نقاط مختلف شهر تاتار بساط موقت خودراعلم میکننددرست مثل کرکسهاکه درفیلمهای مستندمنتظرمی نشینند.انگارقرارنیست روزهای تلخ وناراحت کننده برای کشاورزان تمامی داشته باشد.باشروع برداشت گوجه فرنگی که به یقین میتوان گفت درسالهای اخیرمحصول ردیف اول تاتارعلیاگشته واهالی منطقه تاتارعلیاوگوجه فرنگی آنراخوب میشناسند،واسطه ها ودلال های بیرحم باهم دست به یکی کرده وقیمت راپایین می آورند.این تنزل قیمت بحدی است که گاهی گوجه فرنگی ارزش جمع آوری راهم نداردولی کشاورزبینواکه دلش برای زحماتش میسوزدچاره ای جز چیدن محصول ندارد.نکته جالب این قضیه اینجاست که این گروه بیشماردلال و واسطه راکه طی مدت دوماه مثل زالوخون کشاورزن رامی مکندوعلاوه برآن بابساطی که در محیط شهر تاتارعلیاواطراف آن پهن میکنند،موجب مزاحمت رفت وآمدوترافیک شدیدوسوانح دلخراش هم میشوند،انگارهیچ کس آنهارانمی بیندوهیچ ارگان واداره ای بر کارشان نظارت نمیکند.به گفته برخی از خودهمان دلالهابعضی ازآقایان طی مدت همین دوماه مبلغی بالغ بریکصدمیلیون تومان سود خالص دارندامااکثرآنان حتی یک ریال مالیات یاعوارضی برای محل کسب وکارخودنمی پردازند.میتوانم بگویم که همه گوجه کاران تاتارباهم اندازه دونفرازدلالهاسودنمیبرند.امیدوارم حال که تاتارعلیا به شهرارتقاء پیدا کرده برکاراین گروه فرصت طلب نظارت شودومسولان شهر،راهی برای جلوگیری ازضایع شدن حقوق کشاورزان که همواره زحمتکش ترین ومظلوم ترین قشرتاتارعلیابوده اندیافته وبه یاری آنان بشتابند.

تاتارعلیادرایام انقلاب شکوهمنداسلامی ازشروع تابحال

درچنین روزهایی درماه بهمن1357 انقلاب شکوهمنداسلامی به رهبری بنیانگذارکبیرانقلاب اسلامی حضرت امام خمینی که درودخدابرروح پرفتوحش باد،به پیروزی رسید.ایران اسلامی روزهای سختی رامی گذراند.دراین ایام ایادی استکبارجهانی بشدت درتلاش بودندتاازآشفتگی کشوردرروزهای آغازین پیروزی انقلاب نهایت بهره برداری راکرده وبه مقاصدموردنظرخوددست بیابند.واین گونه شد که درنقاط مختلف کشوردست به تحریک اقوام مختلف ایرانی میزدندودرمیان اقوام افرادی ضعیف النفس یاکسانی راکه ازانقلاب متضررشده بودند راپیدا میکردندوباانواع وعده هاآنانرا گول میزدندوعلیه حکومت نوپای اسلامی می شوراندند.مدت زمانی نگذشت که در غرب کشورجنگ ونزاع درگرفت ودرپی آن درشمال کشوردرمنطقه گنبدنیزگروهک بقول خودشان چریک های فدایی خلق دست بکارشدندوبانفوذدرمیان برادران ترکمن گروهی معلوم الحال راپیداکردندوبامحکم شدن جای پایشان شروع به تبلیغات کردندوباعلم کردن شعارخودمختاری خلق ترکمن درپی نیل به اهداف خودبودند.دراین میان بودند کسانی ازبرادران ترکمن که بااین گروهک واعمال تفرقه پراکن آنان مخالفت می کردندوبایادآوری روابطخوب وپسندیده بین اقشارمختلف مردم درتاتارسعی درآرام کردن اوضاع داشتند ولی دست آنها نیزبه جایی بندنبود.اندک زمانی نگذشت که دست به نبردمسلحانه زدندوبصورت مستقیم بانظام نوپای اسلامی واردجنگ شدند.آنروزها راخوب بیاددارم.روستای تاتارعلیاآنروزهاشده بودمرکزفعالیت عناصرضدانقلاب،آنها بدون هیچ ترس ونگرانی درروستا جولان می دادندوبه کمک مزدوران محلی خود کنترل روستارادردست گرفته بودند.وبه بهانه های مختلف دست به آزارواذیت ملیت های دگر(بلوچ ها، سیستانی ها وچندخانوارکم جمعیت کردوکاشمری )میزدند.ازجمله بزوروارد خانه های مردم بی دفاع می شدندوهرچه آذوقه ودام ومرغ و...حتی از تخم مرغ ها نیزنمی گذشتند همه راجمع می کردندوبا سروروشادمانی می گفتند که اینها را برای مبارزان آزادی می بریم.اگرکسی کوچکترین مقاومتی نشان میدادجلوی خانواده اش مورد ضرب وشتم واقع میشد.بودند کسانی که بعد ها براثر این کتک کاری ها بمرور زمان جان باختند.ضد انقلاب دست به فجایع بسیاری زد که من قصد وارد شدن به این مقوله را ندارم ، چون میخواهم از تاتارعلیا بگویم روستایی که دربست دراختیارعناصرضدانقلاب ومزدوران محلی شان قرارگرفته بود واقوام دیگردرواقع دراین بن بست به اسارت درآمده بودند.ازیک طرف فشارهای ضد انقلاب چه روحی وچه جسمی وازطرف دیگر کمبودها مثل مواد غذایی و نفت وبرق و دیگرامکانات بشدت مارازجرمی داد.این گروهک ضدانقلاب هرروزتجمع وسخنرانی داشتند.شایدباشنددوستانی که سن آنهابه آنروزهاقدبدهدویادشان بیایدکه چریکهای فدایی خلق برای سخنرانی های مهم ازساختمان بهداری روستابهره میگرفتند.آنهابرفرازساختمان بهداری میایستادندوبرای مردمی که دوروبرجمع میشدند صحبت میکردندوازاهداف وبرنامه های خودسخن می گفتند.درورودیهای تاتارسنگربسته بودندورفت وآمدهای بسیارناچیزرا کنترل میکردند.خوب وواضح بیاد دارم درآن روزها پس ازفرارمالکان بزرگ که اکثرشان نظامیان وابسته به حکومت ساقط شده پهلوی بودنداراضی آنها بدست مردم علی الخصوص ترکمنها افتادولی باآمدن گروهک فداییان خلق،برداشت محصول برای آنان بودومزدورن محلی سواربروسایل نقلیه که اکثراترکتوربوددریکدست داس ودردست دیگرچکش وبرروی پیشانی نوارهای قرمزرنگی نصب کرده بودند.امامن معنی این ترکیب راآنوقتهادرست نمیدانستم،فقط چهره ی آن خودفروشان نوکراجنبی درذهنم نقش میبست وحالاپس ازگذشت سالهاهنوزبادیدن آن چهره هایادروزهای سخت ودلهره آورآن ایام میافتم.بله دوستان عزیزضرب المثلی هست که میگوید:چراغی راکه ایزدبرافروزدهرآنکس پف کند،ریشش بسوزد.بایاری خداوندوهمت پاسداران انقلاب نوپای اسلامی آن غایله باشکست روبروشدوعناصرضدانقلاب دستگیریامتواری شدند.خودفروختگان محلی وابسته نیزدستگیرومحاکمه شدند.عده ای به حبس وگروهی نیزباالطاف انقلابی پس ازتعهدآزادشدنداماگروهی ازمهلکه دررفتندوکم کم پس ازسالهاواردعرصه شدندوبعضی ازآنهاحتی توانستندبه آرامی برای خوددرتاتارومنطقه جایی دست وپاکنندولی سوال اینجاست که آیااین افرادازگذشته خودنادم وپشیمانند،یااینکه باهمان افکارپلیدبه فعالیت خوددرجامعه ادامه میدهندوازهرفرصتی برای ضربه برپیکرنظام شکوهمنداسلامی سودمی جویند؟درپاسخ بایدبگویم که این گروهرگزدست ازافکارپلیدبرنداشته اندودرفرصتهای پیش آمده بااحتیاط به نشرعقایدشوم خودمیپردازند.ازجمله درایام انتخابات شورای اسلامی تاتاریاانتخابات مجلس شورای اسلامی شروع به فعالیت کرده ومردم رابه ایجادتفرقه ونژادپرستی تشویق میکنند.نمونه علنی آن رادرایام انتخابات ریاست جمهوری7سال قبل دیده شدکه فردی معلوم الحال رابرای سخنرانی درگردهمایی تراکمه منطقه دعوت کردندواوازفرصت پیش آمده نهایت بهره رابرد وبصورت علنی برادران ترکمن تاتاررابه رویارویی علیه نظام دعوت میکردوبدون چشم پوشی درحضورچندمقام دعوت شده به گردهمایی،نظام رامتهم به تبعیض بین مذاهب واقوام میکردومتاسفانه بزرگترین دلیلی که برای گفته اش می آوردهمین شهرنشدن تاتاربود.بطورحتم سنداینواقعه دراختیارسربازان گمنام امام زمان قراردارد.ازدیگرنمونه فعالیت این گرومیتوان درایام انتخاب شورای اسلامی محل یاد کردکه انقدرموذیانه به ایجادتفرقه ونژادپرستی دامن میزنندکه حد ومرزی نداردودوگروه اصلی ساکن تاتارراهماننددشمنان خارجی به جان هم می اندازند.نتیجه نیزهمان ترکیب اعضای شوراست که درچند دوره اخیرانتخاب شده اند.این گروه خودفروخته درایام فتنه88هم بیکارنبودندوشادی وشایعه حداقل کارهایشان بود.امیداست که حرکات این گروه ازچشم تیزبین سربازان گمنام امام زمان پنهان نماندوبیشترامیدوارم اهالی تاتارعلیاگول این بیگانه پرستان رانخورده ودر پناه عنایات نظام دلسوزاسلامی برادرواردرکنارهم به رشدوآبادانی شهروکشورخودکمک کنند.بازهم آرزومندم بامن همراه باشیدتاقدری ازتاریخ ونحوه شکل گیری تاتاربرایتان بگویم.


تاتارعلیا امروز رسما بعنوان شهر معرفی شد

تاتار علیا، شهری است از توابع بخش مرکزی شهرستان رامیان استان گلستان . تاتارعلیا در ۲۰ کیلومتری شهرستان رامیان واقع شده ودردهستان دلند قرار گرفته و بر اساس سرشماری سال ۱۳90 جمعیت آن ۴۷94 نفرشمارش شده است ودارای۱864خانواراست که1164خانوارساکن خود تاتار 700خانوارساکن سازمانهای پیرامون میباشند.تاتارعلیاء مرکز و حد واسط چندین روستای بزرگ وکوچک دیگر است که این دلیل بزرگی برای اهمیت ورشد وترقی تاتارعلیا می باشد.ازجمله روستاهای بزرگ که مسیر تردد و مرکز خرید مردم آن وهمچنین محل تحصیل دانش آموزانش تاتارعلیاست روستای تاتارسفلی(پایین)میباشد که درغرب تاتار واقع و فاصله آن از تاتارحدود 6 کیلومتر آسفالته است از دیگرروستاهای بزرگ همجوار تاتارعلیا می توان از توران فارس که درجنوب تاتار بفاصله 4/5کیلومتری باجاده آسفالته و روستای قورچای در شرق تاتار به فاصله 4 کیلو متری باجاده ی نیم آسفالت ونیم شنی نام برد.درسمت شمال شرق تاتار روستای هیوه چی است که با 6 کیلو متر جاده آسفالته در مسیر ارتباطی تاتار به گنبد قرار داردودر سمت شمال دهستان باغلی مرامه بفاصله 5 کیلومترجاده شنی نامرغوب واقع است ومی توان ازروستاهای اوخلی بالا وپایین وروستای فجر وروستای حاجی سید وگل تپه وروستای دریا وسازمان سلیمان نیز نامببریم که در اطراف تاتار قرار دارند. درجایی یکی از دوستان در وبلاگ خویش ،از جهات مختلف مانند بافت و ترکم جمعیت ونحوه زندگی مردم و... به معرفی تاتار می پردازند که بااحترام به ایشان باید عرض کنم که این دوست عزیز در معرفی تاتار قدری غلو ودر برسی آمار تاتار به اشتباه قلم زده اند.از جمله اشتباهات ایشان معرفی ترکمن ها بعنوان اکثریت مردم تاتاراست که ظاهرا بدون توجه به آمارواقعی وفقط بصورت احساسی قلم فرسایی کرده اند.ویادر جایی دیگر از سیستانی ها بعنوان مهاجرین به تاتار یاد می کنند،که این نیز ازعدم اطلاع ایشان از چگونگی بوجود آمدن محلی به نام تاتارعلیاست امیدوارم پی گیر ادامه مطالب من باشیدتا نسبت به واقیعت ها در تاتار بیشتر مطلع شوید.طبق برسی بافت جمعیت روستاها وسازمانهای وابسته به تاتار، که با اتکا به همین آمار تاتار توانست صاحب امتیاز عنوان شهر بشود نه تنها ترکمن ها در اکثریت قرار نمی گیرند بلکه بصورت چشمگیری در اقلیت قرار دارند حتی اگر جمعیت ساکن در بافت اصلی تاتار را هم در نظر بگیریم باز هم تفاوت چندانی بین دو ملیت اصلی ساکن نمی بینیم.و اگر دوستان گول ارا اخذ شده در صندوق های انتخابات شورای اسلامی محل را خورده وآنرا ملاک تشخص اقلیت واکثریت قرار داده اند راه را اشتباه رفته اند چون تفاوت ارا دوملیت حدود 100نفر بوده که این نیز داستان دارد.ازباب مثل کمک گرفتن بعضی از آقایون از وابستگان خود که در روستاهای همجوار زندگی میکنندوروز رای گیری آنهارا را به تاتار کشیده واز رای آنان استفاده می کننداین را عرض کردم چون بسیاری از اهالی تاتار برآن تاکید دارند وبارها در گفتگوهای مردم،از همه ملیت های ساکن تاتارگفته میشود.ویا سیاست تفرقه بیانداز و... که در ایام انتخابات شورای اسلامی خوب وپررنگ بکار گرفته میشودواکثراهم خوب جواب داده.پس بیاییم حداقل باخودمان صادق باشیم واحساسی چیز ننویسیم.در ادامه توضیح خواهم دادکه تنهامهاجرین تاتاربرادران افغانی هستند.امروز تاتاررسما بعنوان شهرمعرفی شد .امیدوارم که احاد مردم تاتاراز موقعیت پیش آمده فیض ببرندوفرهنگ شهرنشینی برخی ازکاستی هاواختلافات و زشتی های موجود زیر پوسته این شهر هم از بین برود.وهمان گونه که مسولین روستا (دهیار و اعضای شورای اسلامی) شعاربرابری وبرادری سر می دادند تا ازروستا به شهر جهش کنند بر سر حرف خویش صادقانه بمانندونشود که چون حکایت آن ضرب المثل (خرش که از پل گذشت ) حرف ها و وعده های داده شده به مردم را از یادببرند ودر بکار گیری نیرو برای شهرداری و ادارات وابسته که طبعا در پی شهر شدن دایر می شوند، روی به ملیت گرایی وروابط بیاورندوبین احاد مردم اعم از سیستانی و ترکمن و بلوچ و... فرق بگذارند،همانگونه که در پی تاسیس دهیاری برخی از آقایون ازموقعیت ونفوذ خود سود جسته وچند نفر نیرو را بدون اطلاع اهالی بکار گرفتند بعنوان مثال راننده بیل مکانیکی و ماشین حمل زباله و نیروهای دیگر که در حال حاضر مشغول بکار هستند .چون آنگونه که از ظاهر امر پیداست از مدت ها قبل عده ای چهار چنگولی به دهیاری چسپیده اند تا ازنظر روانی ذهن مردم را آماده کنند که،بابا اینها باید مشغول بکار میشدند چون خیلی وقت است که دارند زحمت می کشند.ولی امید وارم که به عموم مردم روستا به یک چشم نگاه شود چون بسیار جوانانی را در تاتار داریم که از هر نظر شایسته ولایق هستند.درادامه ودر بخش بعدی کمی به عقب برمی گردیم و تاتار را در 33 سال انقلاب شکوهمند اسلامی از شروع تا کنون برسی می کنیم خاطراتی که فراموش شده اندوحقایقی که مخفی شده اند را دوباره با هم مرور می کنیم . پس خواهش می کنم با ما همراه باشید .   

تشکر وتقدیر

دوستان عزیز سلام

ازاینکه به وبلاگ تاتار علیا وارد شدید و وقت می گذارید و مطالب درج شده این وبلاگ را مطالعه می کنید بی نهایت سپاسگذارم.تصمیم دارم با کمک و یاری خداو دوستان و اهالی تاتارعلیاء،گذری بر تاریخ و فرهنگ مردم و آداب و رسوم وفراز و نشیب های این منطقه از کشور عزیزمان داشته باشم.تمام تلاشم را خواهم کرد تمامی مطالب مستند بر واقعیت بوده و عاری از غرض و جبهه گیری باشد. انشاءالله اگرخداوند یاری کندقصد دارم مروری بر تاتارداشته باشم،اما برخلاف عرف معمول از زمان حال شروع می کنم و کم کم به گذشته و گذشته های دور سری بزنم.