تاتارعلیاسالهاست که مکان امنی برای مهاجران افغانی میباشد.این گروه ازاهالی تاتارعلیاکه تعدادشان هم کم نیست،ازبدو ورودتاکنون وبال گردن مردم وبانی بسیاری ازمشکلات برای اهالی تاتاربوده وهستند.

درسالهای اولیه ورود،آنهاباقبضه کردن کارکشاورزی درتاتارباعث بیکارشدن بسیاری از کشاورزان بومی که اکثراازبرادران سیستانی هستند،شدندومتعاقب آن،باعث راهی شدن بسیاری ازجوانان نسل جدید بسوی شهرهای بزرگ مثل تهران برای یافتن کاروامرارمعاش گشتند.زمین داران هم اشتیاق بیشتری برای بکارگرفتن کشاورزان افغانی ازخودنشان میدادندوعلت آنهم بسان دلایل کارخانه داران درشهرهای بزرگ وصنعتی ،ارزانی دستمزد وفراوانی نیروی کارو...بود.

ازسوی دیگروقتی جوانان تاتاربرای کارراهی شهرهای بزرگ میشدند،آنجاهم بادرهای بسته کارخانه هابروی خود،مواجه میشدند.حتماحدس میزنید،چرا؟بله کارخانه دارهاهم اکثرابفکراستخدام کارگرارزان وبی دردسرافغان بودندوحاضرنبودندبه جوانان تازه واردوبدون تجربه روستایی کاربدهند.وبسیاری ازاین جوانان بامتحمل شدن مخارج فراوان سفروجستجوی کاردرشهرهای دور،دوباره سرخورده وناراحت به تاتاربرمیگشتند.وپرواضح است که عاقبت آنهابا کجا کشیده میشد.بله اعتیاد و...پیامد این سرخوردگی هابوده وهنوزهم هست.

اماپس ازگذشت چندین سال وقتی جای پای افغانیها تثبیت شد،همان کشاورزان افغان که باتحمل هرشرایطی بعنوان دهقان،کارمیکردند،حالابانازواکراه وتعیین شرط،کشاورزی میکنند.کسانی که همین چندسال قبل بصورت روزمزد یا بانسبت سه به یک برای زمین داران کشاورزی میکردند،حالابه کمترازنصفه کاری حتی فکرهم نمیکنند.وزمین داران هم که کشاورزان بومی راازدست داده اندچارهای جزقبول شرایط آنها ندارند.

این فقط یکی از تبعات ورود افغانیهابه تاتاربودکه باعث بیکاری بسیاری ازمردم بومی وآوارگی جوانان وفرزندانشان ورشدفزاینده اعتیادودرماندگی نسل جدید تاتارگشت.

ازسوی دیگراکثرخانواده های مهاجرافغان پرجمعیت بودندوتاهمین یکسال قبل که بهای نان وشرایط آن تغییرکرد،درواقع نصف نانوایی های تاتارفقط نان آنهاراتامین میکرد.بارها مشاهده میشدکه نان ارزان راازنانوایی خریده ومستقیم برای احشام خود(که اکثرا گاودارند)خشک میکنند.ومردم بی نوای تاتارعلیابرای تهیه چندقرص نان هرروزساعتها صف ومشکلات آنرا بجان میخریدند.

افغانی های تاتارعلیاکه درمحیط جدیدحسابی جای خودرابازکردند،باجدیت تمام مشغول پول درآوردن شدند،وخیلی زودبه آرزوی خودرسیدند.آنهاهیچ مانعی برای پول اندوزی وثروت نداشتندوبه زودی اکثرشان جزوخانواده های متمکن تاتارعلیا شدند.وحالاوقت آن بودکه ضربه دیگری برپیکر نیمه جان اهالی بومی تاتاربزنند.

افغانیهای پوداربفکرخریدوفروش ملک افتادندوچندی نگذشت که بایورش وخریداملاک مسکونی بازارجدیدی درتاتارعلیابراه افتادوازهمه بدتراینکه اینان برخلاف عرف قیمتهایی دووبعضاسه برابربه صاحبان املاک پیشنهادمیدادندوملک رامیخریدند.ودراین میان جوانان وخانواده های کم وسع بومی قادربه خرید حتی چند مترملک برای سکونت نبودندواگربامشقت کمی پول جمع کرده ومیخواستند جای زمین برای سکونت بخرند،تامی آمدندخودراجمع وجورکنندحتی بفاصله یک شب زمین رابه افغانیها میباختند.این موضوع هم بسیاری ازخانوادهای بومی تاتارعلیاراواداربه رفتن ازتاتارنمود.

انگاراین مهمانان ناخوانده ازهمان روزهای اول بابرنامه وارد تاتارعلیا شدند.

درپرده سوم این مهاجرت،حالامشاهده میشود،کسانی که تادیروزکارت افغانی داشتند،حالادارندازطرق مختلف شناسنامه وکارت ملی پیدامیکنند وبعضی باهمین شناسنامهابه سربازی رفته وازدواج میکنند.

امادردآورترین قسمت داستان اینجاست که عده ای ازهمین خانوادهاپس ازتثبیت موقعیت ومدارکشان ،حالابه ترویج عقایدوهابیت می پردازندودراین راه ازهیچ کاری دریغ نمی کنند.

که قطعا این موضوع خوشایندهیچکس ازاهالی بومی تاتارعلیاچه شیع وسنی نیست.امیدکه بادرایت مسولین عزیزنظام شکوهمند جمهوری اسلامی برای این فتنه یاتوطئه چاره ای اندیشیده شود.